خرید بک لینک
روز دوم استعلاجیمه. پام آسیب دیده اما چیز مهمی نیست.تو این دو روز به این فکر میکردم چقدر از اینجا دور افتادم و حرفهایی که میتونستم بزنم رو نزدم و ارتباطم با دوستام و شاید با بخشی از خودم (ببخشید یه لحظه...) قطع شده. دلیل اینکه از اتفاقاتی مثل نگهبان صندوق انتخابات بودن، پاسخدهی به تماسهای صد و دهی، تجربه بدرقه متهم و (یه لحظه...) و خلاصه باقی مسائلی که توی خدمت سربازیم باهاش مواجهم، نمینویسم اینه که وقتی-بعد از چند روز- دستم به این لپتاپ و دنیای مجازی میرسه، احساس میکنم دیگه این حرفا، حرفای اون لحظه م نیست و انگار تاریخ مصرفش گذشته. (باز شرمنده یه لحظه...) تو همین رفت و برگشت ها به این فکر میکردم و خودمو مرور میکردم و فهمیدم که از قدیم به دلایل مختلف، نوشتن توی کامپیوتر رو بیشتر از نوشتن روی کاغذ دوس داشتم. مثلا جمله های قشنگی که تو کتابا خوندمو ترجیح میدادم توی وُرد بنویسم تا توی دفتر (اَه یه لحظه...) الان که برگشتم حس میکنم زندگیم خیلی باری به هر جهت شده- که بوده- اهدافی که تو مغزم باهاشون بازی میکنم، به آرزوهای شهوت گونه ی زودگذری میمونه که وقتی ارضا میشی با خودت میگی: میشد که نباشه! چی دارم میگم؟ به هر حال برای اینکه از این دورافتادگی نجات پیدا کنم، تصمیم گرفتم بی اینکه حتی توضیحی بدم، از جملات و متن هایی که دارم و یا به تازگی خوندم رو اینجا رونویسی کنم، شاید هم مطالبی که میارم تناسبی با حال و هوام داشته باشن، و فقط یه جورایی زحمت تایپشون هست و خب شاید در آینده مرورشون لذتبخــ..(وای وای یه لحظه...) خلاصه همین دیگه، گفتم که در جریان باشید.
توضیح مهم: اسهال رو هزار مرتبه به یبوست ترجیح میدم، حتی اگه حین نوشتن متن به این کوتاهی مجبور شم پنج بار خودمو به دستشویی معرفی کنم!

برچسب: پنج فرمان تفکر استراتژیک,پنج فرمان پیتر سنگه,پنج فرمان برای تفکر استراتژیک,پنج فرمان پيتر سنگه,پنج فرمان پیتر سنج,پنج فرمان سنگه,پنج فرمان,پنج فرمان استراتژیک,پنج فرمانرو,پنج فرمان سازمان یادگیرنده, نویسنده: پارسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 18:21

صفحه بندی