خرید بک لینک
فیلمی از لوییس بونوئل فیلمساز سورئالیست اسپانیانی. این فیلم تقریبا جز آخرین ساخته های این کارگردانه. این فیلم به گونه ای هست که ما با یک بازیگر وارد یک داستان میشویم و با بازیگر دیگری وارد داستانی دیگر میشویم. در واقع مجموعیست از حلقه های بهم پیوسته و پشت سر هم که در کل یک چیزو میخوان بگن و اون شاید همون شبح آزادیست! من به شخصه چون اولین و تنها فیلمی هم بود که از بونوئل میدیدم واقعا خوشم اومد. در جایی از فیلم میبینیم که پدر و مادری دنبال بچه شون میگردن که به ادعای مدیر مدرسه ناپدید شده، در حالی که دختربچه هست و بارها میگه: "مامان بابا! من اینجام" و در جواب مادر و پدرش ازش میخوان وقتی دارن صحبت میکنن، ساکت باشه! در واقع دختر هست و دیده میشه و باهاش حرف میزنن، اما انگار به واقع دیده نمیشه و یا اینکه موجودیتش به حساب نمیاد. حتی وقتی پدر و مادر برای پیدا کردن دخترشون به اداره پلیس میرن، پلیس از خود دختربچه مشخصاتش از قبیل اسم و سن و قد رو میپرسه و به لباساش نگاه میکنه و یادداشت برمیداره!

یا در جای دیگری از فیلم میبینیم یک جمع خانوادگی دور یک میز نشستن که صندلیهاش توالت فرنگیه و در حال قضای حاجت مشغول گپ زدن هستن. در این بین یکی از آقایان بلند میشه و از خدمتکار میپرسه اتاق غذا کجاست؟ و بعد از اون وارد یه اتاق به اندازه دستشویی میشه و مشغول غذا خوردن که یه خانم میاد و در میزنه و مرد میگه: اِشغاله! دقیقن در این فرم از زندگی جای سالن غذا خوری و دستشویی عوض شده!

خلاصه این فیلم پر از تناقض های موجود با دنیای واقع هست که البته شاید به نوعی دهن کجی هم به اون میتونه باشه. به هرحال من که چیز زیادی بارم نیست، اگه بود تو مسابقه چار سه دو یک شرکت میکردم ولی به نظرم این فیلمو باید دید.

برچسب: شبح آزادی,تحلیل فیلم شبح آزادی,نقد شبح آزادی,نقد فیلم شبح آزادی,دانلود فیلم شبح آزادی,درباره فیلم شبح آزادی,شبح در استادیوم آزادی,شبح در ورزشگاه آزادی, نویسنده: پارسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 18:21

صفحه بندی